قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3356
تاريخ الفي ( فارسى )
پادشاهى است مسلمان عادل باذل . و ما نيز مسلمانيم و از وى هيچ بيم و انديشه نداريم . اگر تو رسوم ما دهى براى تو جنگ مىكنيم ، و الّا به حال خود نشستهايم . تو دانى و صلاح الدّين . » ابن نيسان باوجود اين حالت باز قرار نتوانست داد كه به سپاه چيزى از مرسوم بدهد . حال آنكه آنمقدار ذخاير از جميع اقسام چيزها در آن قلعه داشت كه اگر با سپاه خود مىپرداخت بيست سال آزوقه داشت و هيچكس را ياراى گرفتن آن نبود . امّا چون دولت او برگشته روى به زوال داشت ، به سپاه خود نپرداخت ، تا آنكه سپاه او مطلقا از ممانعت لشكر صلاح الدّين دست بازداشته به حال خود قرار گرفتند . نقّابان نقبها از بيرون به ميان قلعه زدند . باوجود اين حال سلطان صلاح الدّين هرروز مىفرمود كه بر تير وعدهء رعايت و عنايت پادشاهانه نسبت به امرا و اعيان شهر نوشته مىانداختند . چون ابن نيسان دولت برگشته اين حالت را مشاهده نمود ، دانست كه الحال كار از دست رفته . بنابراين ، قاضى « 1 » شهر را به خدمت صلاح الدّين فرستاد و از براى خود و متعلّقان خود امان طلبيد و سه روز مهلت خواست كه اموال و اسباب خود را از شهر آمد بيرون برد . سلطان صلاح الدّين ملتمس او را مبذول داشته اماننامهاى جهت او فرستاد و سه روز او را مهلت داد كه آنچه از اموال و اسباب خود خواهد بيرون برد . و چون مردم شهر آمد ، از سپاه و رعايا ، از وى بسيار به تنگ آمده بودند ، به مجرّد آنكه دانستند وى از آن شهر بيرون مىرود ، هيچكس او را در حمل مال و اسباب يارى نمىكرد ، مضطرب و سراسيمه شده ، باز كس پيش سلطان صلاح الدّين فرستاده از وى در حمل اسباب امداد خواست . سلطان چند استرى از سر كار خود به او فرستاد كه قليلى از اسباب او را بيرون برند . امّا چون سه روز گذشت و او را از نقل باقى منع كردند ، آن دولت برگشته در آن سه روز چون كسى نداشت كه براى او دلسوزى كند ، چيزىكه گرامند باشد بيرون نتوانست برد و غصّه خورد ؛ بخيلان غم سيم و زر مىخورند . » « 2 » القصّه ، چون بعد از سه روز سلطان صلاح الدّين به شهر آمد درآمد ، « 3 » ديد كه چندان اسباب و اموال در آن شهر هست كه از حدّ شمار بيرون است . پس روى به نور الدّين محمّد قرا ارسلان آورده گفت كه « اين ذخاير داخل وعدهء ما نبود . » نور الدّين محمّد گفت : « بنده نيز طمع در آن ندارم و آن تعلّق به سلطان دارد . به هركه خواهد ارزانى فرمايد . » سلطان صلاح الدّين فرمود تا اكثر آنها را بر سپاه قسمت نمودند ، مگر آنچه تعلّق به محافظت قلعه داشت ؛ از آلات حرب و امثال آنكه آن را جهت صلاح الدّين محمّد گذاشت .
--> ( 1 ) . ابن اثير مىنويسد كه ابن نيسان ، « قاضى فاضل » ، وزير صلاح الدّين ، را پيش او فرستاد و درخواست امان كرد . ( 2 ) . ق : مصرع را ندارد . ( 3 ) . دههء محرّم 579 هجرى .